جام جهانی تمام شد با حواشی جذابی که داشت از هشت پا پیشگویی به نام پل تا این آخری که بوسه کاسیاس(دروازه بان تیم اسپانیا) بر لبان دخترخبرنگار(به روایتی دوست دختر کاسیاس بودن ایشون)در مصاحبه زنده تلویزیونی بعد از بازی فینال.

از چند دقیقه بعد از این حرکت آقای کاسیاس فیلم و عکس و مطلب و.... بود که روی ایمیل و فیس بوک و.....من و شما میومد با عناوینی چون(بوسه کاسیاس-شب رمانتیک اسپانیا-خدا دوست پسر اینجوری بده-من هم از این بوسها میخوام-آرزوی جدید دختران و......) خلاصه گرمی هوا و سیاست و مطالعه و کلی مطالب مهم رفت عقب و بوسه آقا کاسیاس شد تیتر یک و دلمشغولی جدید مردم(شما بخوانید دختران)ما و بعد من به این فکر کردم خدایی  چقدر ملت  جالبی هستیم ما....

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
  واقعا گاهی فکر میکنم اینکه میگن تو بعضی زمانها غروز لازمه هم جمله اشتباهیه.کجای غرور خوبه و یا چه منفعتی داره اینکه فکر کنی تو بالای بالا هستی و بقیه همه شیفتگان تو و هرچی میگی درست و بهترین نظر و تصمیمیه؟!

بابا این خبرها هم نیست بیاین پائین همه ما در نهایت از شکم مادر زاده شدیم و آخر همه ما هم زیر یک خروار خاک بودنه حالا بیا غرورت رو به رخ من بکش یا خودتو بگیر آخرش چی میشه؟!تنها جدایی ها و منفی نگری ها رو زیاد کردیم.

واقعا رها بودن و ساده بودن راحت و شیرین تره یا خود رو در نقاب غرور و سنگینی حبس کردن؟

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 
29 خرداد رو دوست دارم و شاید بهتر باشه بگم بهش عشق میورزم چون ماه خرداد رو میپسندم و اینکه کمی با تیر نزدیک شده خیلی درون خودم یکسری موارد رو ایجاد کرده که جالبه گرچه من خودم رو یک خردادی کامل با همه جوانب میدونم.

هدیه گرفتن و جشن تولد هم همیشه لذت بخش بوده مخصوصا زمانیکه شادی دیگران رو در کنار خودت میبینی و زمانی که میخوای هدیه ها رو حدس بزنی :دی.اصلا خوشحالی دیگران به من رضایت زیادی میده.

البته گاهی به فکر فرو میرم و دلم میگیره چون سالروز تولدم با سالروز درگذشت دکتر شریعتی همزمانه اما با خودم میگم خداکنه کمی از آزادگی و اندیشه باز ایشون در وجود من هم باشه.

یک مورد جالبی هم که تو روز تولد هست اینه که خیلی از دوستانی که حالا به هر واسطه ای سرگرم کار...هستن و کمتر وقت دارید با هم در ارتباط باشید تو این روز با هم صحبت میکنید و یا یک پیامی ردوبدل میشه و این خوشحال کننده است.خلاصه امسال روز تولد خوبی داشتم البته جشن کوچکش به خاطر درسم 3روز زودتر برگزار شد اما خوب ادامه جذابی داشت.از همه دوستانی که به هر وسیله به من لطف داشتن و پیام تبریک ارسال کردند نهایت سپاس رو دارم .


 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

امروزحوالی خیابان مطهری وقت ویزیت پزشک داشتم . از سمت پونک که راه افتادم به سمت ونک و بعد عباس آباد و مطهری مسیر مملو از مامورین کلانتری -گارد ویژه-بسیج و لباس شخصی ها بود و موتوری هایی که با صدی وحشتناک در خط ویژه خیابون ولیعصر مانور میدادند.جلوی پارک ساعی هم محل پارک موتور سوارهای لباس شخصی بود که مشغول خوردن غذا و خوش وبش بودند.خلاصه من هم همینطور که عبور میکردم این صحنه ها رو می دیدم و پس از ویزیت هم به خانه برگشتم.

تو راه که بودم به این فکر میکردم که چرا باید امروز که نه برنامه ای اعلام شده و نه قراری برای راهپیمایی و... بوده اینهمه مامور با این لباس ها و تجهیزات توی خیابونها باشند؟!داشتم فکر میکردم الان که تو اکثر کشورهای جهان جام جهانی و شادی ها و هیجاناتش جریان داره چرا در کشور ما مردم باید این صحنه ها رو ببینند و رعب و وحشت ایجاد شه؟!

ایران ما با امید و روحیه دهی به جوانان و مردمش و همبستگی جلوتر میره و پیشرفت میکنه و یا با ادامه جریاناتی که تنها همبستگی مردم و امید رو از میان مردم برده و فرصت سوزی ها رو به اوج رسونده!

عده ای این سو و عده ای آن سو  میگویند و نظر میدهند و رسانه ها هم با قدرت های خویش و این میان عده ای مردم این سو و عده ای دیگر آنسو میسوزند و معلق هستند.

یعنی کی میشود که همه این روزها به روزهای خوب و خوشی تبدیل شود که مردم همه یکدیگر را دوست بدارند و نیروهای نظامی برای مردم کشورشان سلاح نکشند؟کی میشود همه متحد باشیم و به جای فرصت سوزی های فعلی راه پیشرفت کشور را قوی دنبال کنیم.

همه ایران را دوست داریم با سلایق و نظرات مختلف اما نباید با هم دشمن باشیم بلاخره این راه چاره ای دارد.

در همین فکر ها بودم که اتوبوس در ایستگاه آخر خود توقف کرد.....


 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

روز مادر تنها بهانه ایست برای بوسه زدن بر دستان فردی که در سینه اش به اندازه همه دنیا مهر دارد...یادت می آید روزهایی که راه رفتن را می آموختیم؟روزهایی که کیف هایمان را برای ساعت تفریح مدرسه پر از خوراکی میکرد ویا گهگاهی که بازیگوشیمان میگرفت با او هماهنگ میکردیم تا وسط روز بیاید دنبالمان از مدرسه اجازه مان را بگیرد؟پول تو جیبی ها یادت هست؟

شبهایی که تب میکردیم و یا دندان درد داشتیم و او در کنارمان بود.تا حالا دقیق به این موضوع فکر کردی؟وقتی خسته میای خونه با سلامی گرم و رویی خوش مادر از تو پذیرایی میکنه و همه جا مرتب و بوی غذا در خونه پیچیده و ما هم غذا رو نوش جان میکنیم و او با مهربانی و بدون خستگی ظرف ها را جمع کرده و میشوید و چای برایمان می ریزد.حاضری یک هفته همه اینکارها رو با هم انجام بدی؟

اگر سالها بنویسی مادر...مادر هیچگاه نمیتونی یک ثانیه عشقش رو جبران کنی اما میتونی شاید با یک شاخه گل و بوسه بر دستانش و در آغوش کشیدنش یادآور شی همیشه قلبت با اونه و دوستش داری...

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
  دوست داشتن سخت نیست...کافی است قلب خود را صاف و آماده کنی و عاشق شوی....

اما این برای تو نیست که حتی قلب نداری!!

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

امروز داشتم به این فکر میکردم که برای اجلاس سران گروه15 مدارس و مراکز آمورشی تهران را دو روز تعطیل کردند(بماند که اول ادارات را هم تعطیل کرده بودند و بعد دیدند خیلی ضایع است که به خاطر آمدن نمایندگان چند کشور پایتخت را تعطیل کنند)و مردم را از خداخواسته روانه سفر و شمال ...کردند.

حال فرض کنیم سازمان ملل در تهران بود...فکرش رو بکن سران و مقامات کشورها دائما در حال رفت و آمد هستند و با این حساب احتمالا پایتخت کل سال تعطیل بود و ملت هم صفا سیتی و همه جاده شمال بودند و علم و تحصیل رو هم باید دم کوزه میگذاشتیم...

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

این روزها حساس تر از گذشته شدم نسبت به اطرافیانی که هر روز به یک رنگ در می آیند.دوستانی که به خاطر منافعشان یکروز با تو هستند و فردا با دیگری می پرند.یکروز قربان صدقه تو می روند و فردا پشت سرت غیبت میکنند.

چرا ما ایرانی ها اینقدر چند رنگ و منفعت گرا شدیم؟این منحصر به من نیست اگر کمی صاف باشی و دور و برت رو خوب نگاه کنی میبینی دیگران هم هرکدام به نوعی از این مسئله نا خشنودند.از دوست,همسایه,همکار و حتی خانواده یکجور ضربه خورده اند!میبینی همکلاسیت تا زمانی که با تو پروژه ای دارد یا همکاری هروز کنار گوش تو میچرخد و فردا که اینها تمام شد به بهانه های واهی گاه تو را میبیند اما انگار ندیده و یا دوستی داری که مدتها خبری از او نبوده اما یکروز که تماسی با او میگیری و به رستوران دعوتش میکنی تا چند وقت با تو صمیمی میشود و حتی همکاری داری که در ظاهر با تو خوش وبش دارد اما فردا در اتاق مافوقش در حال گزارش دادن ریز تلفن های تو ست....این حرف سر دراز دارد اما تنها یک چیز و آنهم اینکه همیشه فکر نکنیم خیلی زرنگ هستیم و دیگران به نوعی خنگ!شاید این برعکس باشد!

کمی سعی کنیم صداقت بیشتری داشته باشیم اول با خودمان بعد با اطرافیان.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

این هم از سیزده بدر امسال و روز طبیعت و دور هم جمع شدن خانواده ها در دامان سبز بهار و فصل جوانه ها.سبزه ها رو گره زدیم و ماهی ها رو در رود و حوضچه ها رها کردیم و آخرین روز از تعطیلات نوروزی رو پشت سر گذاشتیم و از فردا دوباره تلاش و گذر سریع ادامه سال هشتادو نه خورشیدی مانند سالهای گذشته و چه بسا سریعتر از همیشه.اما بهار همچنان باقی است و زیبایی ها را نه تنها در این فصل بلکه در تمام طول سال میتوان جاری کرد.از مهربانی و دیدو بازدید ها گرفته تا آزادی زندانیان در بند و صداقتها و آرامش هایی که در این روزها کنار هم آنرا بیشتر تجربه کرده ایم و شاید شروع عشق و زندگی جدید و یا تلاش بیشتر برای انسان بودن و زندگی سالمتر...برای من که شروع امسال بسیار متفاوت بود و فصل نویی از زندگی رو آغاز کردم و عشق رو در زندگیم با نیمه دومم که یافتمش تقسیم کردم و به همراه او زندگی مشترک رو آغاز خواهم کرد.

امیدوارم همه دوستانم نیز ادامه سال را همچون روزهای خوش نوروز و بهار سرزنده و سبز و عاشق سپری کنند..

پ.ن:بخش سروسامان گرفتن من و زندگی مشترک شوخی13 بود وبس به خدا من رو کچل کردید با این زنگ و ایمیل ها که چرا یکهو و بی خبر!من فعلا کلی راه نرفته و کار نکرده دارم و عجله نیست واسه قسمت وا شدن اما خوب پیش ثبت نام میپذیریم:دی.اما باقی مطلب و آرزوهای خوب بالا تقدیم شما.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

سلامتی-شادی-آزادی-آرزو-عشق-پاکی-کنار گذاشتن خودخواهی -راستی-انسانیت-موفقیت-تلاش و ایمان

آرزوی من برای شما

پیمان اکبری خرازی

یکم فروردین یکهزارو سیصدو هشتادو نه

www.biparva.net

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

آخرین روزهای سال 88 به سرعت در حال سپری شدن هستند و به نظرم امسال سریعترین گذر سال زندگی من بود حالا  شاید  اتفاق هایی که امسال افتاده و یا پیشرفت تکنولوژی در گذر پرسرعت زمان نقش داشته اما در هر حال سالی که گذشت از هر لحاظ متفاوت بود.

فرشهایی که  روی بامها باد میخورند و شیشه های که صدای جیرجیر کشیده شدن روزنامه برویشان در کنار شکوفه های زیبای درختان همه و همه در کنار جنب و جوش مردم برای خرید شب عید از لباس و آجیل و شیرینی گرفته تا ماهی فرمز و گلهای بنفشه  بوی بهار رو به ما میرسونند و میگن عجله کن که داره 89 میرسه و تو همه کارهاتو باز واسه دقیقه نود گذاشتی ولی همه اینها لذت رسیدن سال نو و تلاش برای زندگی در روزهای آتی رو همراه دارن.

سعی کنیم در این روزهای آخر سال به افرادی هم که دوست دارن لباسهای نو داشته باشند و زیر فشار اقتصادی از خرید های شب عید محروم هستند به اندازه توان خودمون کمک کنیم و خونه تکونی روح و قلبمون رو هم فراموش نکنیم.

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

امروز روز خوبی بود و من رو سرشار از انرژی کرد و بازهم این حقیقت برای من تکرار شد که اگر تنها بخواهی و نزدیک شوی خدا با تو خواهد بود....ممنونم که بازهم یک دنیا آرامش و انگیزه به من دادی و حرفهای من رو گوش کردی و بازهم کمکم کردی.شاید برای خیلی ها هم این موضوع عجیب و یا غیر قابل قبول باشه اما من به یاری امامزاده صالح نیز اطمینان قلبی دارم البته شاید هرکس نتونه به این اطمینان برسه و یا راهش براش هموار نشه و حتی تلاش ناکافی داشته باشه اما این نظر شخصی منه و امیدوارم به حرفهام و قولهام با خدای خودم محکمتر پایبند باشم چون واقعا لذت بخشه حس کردن یاری و همراهیش....

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

آدمها تغییر میکنند و این تغییر میتونه خیلی سریعتر از اونی باشه که فکرشو میکنی.گاه یک دوست یا یک فروشنده ای که با هم سلام علیک داشتی آنچنان اخلاقش متفاوت میشه که توجهت را به خودش جلب میکنه و در فکر فرو میری که چه چیز باعث این موضوع شده ولی همیشه هم این تغییرات ارادی نیست مثل خیلی زمانها هم خود آدم تغییراتی میکنه و متوجه نیست بازخوردش در میان دیگران چیه.

در هر حالت تغییرات میتونن مثبت و یا منفی باشند و تاثیرگذاری متفاوتی از خود داشته باشند و مهم اینه که به اونها آگاه باشیم و درست مدیریتشون کنیم و از افراط و تفریط تو هر موضوعی حتی تغییر اجتناب کنیم.

پ.ن:امتحانات تموم شد و کلا این ترم به دلایلی از امتحانا راضی نبودم و منتظر نتایج درخشان هستیم:دی باشد که عالم و آدم کمک نمایند تا دوران آقا محمدخان احیا نشود:پی

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

آره به همین سرعت گذشت..روزهایی که شروع کردیم با عزمی راسخ و اعتمادی بزرگ به مردی که همه دوستش داریم.شاید کمی اینور و آنورتر بود روزهایی که دور هم جمع شدیم برای دعوت از میرحسین موسوی برای شرکت او در انتخابات و هنوز نه نماد سبزی بود و نه میدانستیم چه روزهای در پیش خواهیم داشت.هنوز نه خاتمی آمده بود نه میرحسین و نه کلی طرفداران وی -جمعی کوچک و اولیه تشکیل شد.شاید بعد از امتحانها به بیان انگیزه ها و آنچه در روزهای پیش از انتخابات و روزهای سبز بود بپردازم ولی حال تنها میتوانم بگویم اعتمادم به میرحسین مثل همان روزهای اول محکم است اما فقط به خود او و انگیره و تفکر او..

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
 

روزهایی که دلتنگم خدایم را بیشتر دوست دارم چون به من نزدیکتر میشه.همواره در زندگی صداقت و سادگی را در پیش گرفتم هرچند شاید خیلی اوقات برای خیلی افراد درک این اخلاق خیلی سخت بوده و خواهد بود اما من به این روش ادامه میدم چون دروغ و چندگانگی همیشه بی سرانجامه ولی وقتی تو خودت باشی چیزی برای از دست دادن نداری و خیالت از این راحته که چیزی نیست که یکهو بخواد دستت رو رو کنه.

میدونی بعضی مواقع باید آنتن های بعضی ها خیلی قوی تر بشه چون درست اونجایی که نباید باشند هستند وجایی که باید باشند رو نمی بینند.همیشه این رو به خودم میگم در هر برخوردی نکته ای و در هر شکستی تجربه ای هست و تو آدمهای دور بر خودت رو باید بر مبنا زمان- موقعیت و صداقتشون ارزیابی کنی..

 
 
   |    نوشته شده توسط بی پروا
 
 
     
 

pctfx3.1

Digital Classic Float Template

Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و پياده سازي قالب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي هاي مولتي مديا

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور